تبلیغات
حبیب یار (سیدمهدی جلالی)

حبیب یار (سیدمهدی جلالی)
لَیتَ شِعری اَینَ استَقَرَّت بِکَ النَّوی
اَللّهُمَّ اشفِ اُمِّی بِالفَرَج







دختری نزد پدر شیرین زبانی میکند
گرچه لکنت دارد اما هم زبانی میکند
دست روی صورت بابای بی تن میکشد
با همین دستان کوچک مهربانی میکند
بغض غیرت، بغض عفت دارد ازاین بغض خود
شکوه از بزم یزید و میهمانی میکند
گفت آیا دختری با سن من ،با وضع من
آرزوی نوجوانی یا جوانی میکند؟
دائما عَجِّل وَفاتی گفت در بازار شام
خواهرم این آرزو را در جوانی میکند
دردهایم را تحمل کردم اما سوختم
از همین مردی که با ما بد دهانی میکند
سوختم ، ساکت شدم زیر کتک ، زیر لگد
تا عمو را دیدم از نی دیدبانی میکند




التماس دعای فرج
تابستان95




برچسب ها: حضرت رقیه، شعر شهادت حضرت رقیه، شعراسارت،
[ سه شنبه 4 آبان 1395 ] [ 08:36 ب.ظ ] [ admin ]
درباره وبلاگ

بنامش
برایش
بیادش
مینویسم که انشالله سرمایه ای شود در بازار دنیا و آخرت.
آخرنفهمیدم دلم دیوانه کیست
گشتم به دنبالت ولی ازتو نشان نیست
من شعرمیگویم به امیدشبی که
دردفتر شعرم گذاری نمره ی بیست
نویسندگان
امار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
............................................ .................................
حدیث اشك | اشعار اهل بیت (ع)
................................. ............................ .................................. ..............................
.......................................... ................................ ................................. .....................